close
چت روم
داستان آمادگی برای رفتن
چهارشنبه 30 آبان 1397
صاحب دلی برای اقامۀ نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند و خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و آن ها را پند گوید. او نیز پذیرفت... نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مردِ صاحب دل برخاست و بر پلۀ نخست منبر نشست.بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت:”مردم! هرکس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مُرد، برخیزد.”کسی برنخاست.گفت:”حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد.”باز کسی برنخاست!سری به نشانۀ تاسف تکان…
انجمن سایت


انجمن سرگرمی تفریحی مبین پاتوق.
انجمن سرگرمی تفریحی مبین پاتوق با موضوعات مختلف برای اشتراک گذاشتن مطالب دوست داشتنی خود بین کاربری دیگه امیداورم بهتون خوش بگذره.

پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 22
  • آمار کاربران
  • کل کاربران : 5
  • افراد آنلاین : 1
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 50
  • بازدید کل : 123,368
آخرین کاربران
درباره من
من مبین کثیری مدیریت این وبلاگ را بر عهده دارم، امیدوارم با گذاشتن مطالب گوناگونی که از وبسایت های بزرگ گلچین شده است لذت کافی را ببرید، امید است بتوانم بخش کوچکی از تفریح شما را تامین نماییم، با تشکر

عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
پرچم کدوم بالاست ؟


نظر سنجی
زوج آینده ی شما ؟





خبرنامه
خبرنامه
با عضویت رایگان در خبرنـــــــــامه مبین پاتوق می توانید آخرین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت کنید .

انجمن تفریحی مبین پاتوق
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات
اطلاعیه سایت


به دلیل بروز بودن سایت از صفحات دیگر نیز دیدن فرمایید

مطالب درخواستی خود را در تماس با ما مطرح کنید

کپی برداری از سایت فقط با ذکر منبع مجاز است

برای استفاده بهتر از امکانات در سایت عضو شوید 


هواداران مبین پاتوق سایت رو با نام سامانه تفریحی مبین پاتوق لینک کرده و یا بنر ما را در سایت خود قرار دهند



http://s6.uplod.ir/i/00645/tlvb55ocf12z.gif


http://rozup.ir/up/music-city/cvxgfvx.gif

داستان آمادگی برای رفتن
  • تعداد بازدید : 27
  •  داستان آمادگی برای رفتن

    صاحب دلی برای اقامۀ نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند و خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و آن ها را پند گوید. او نیز پذیرفت...

    نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مردِ صاحب دل برخاست و بر پلۀ نخست منبر نشست.
    بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آنگاه خطاب به جماعت گفت:”مردم! هرکس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مُرد، برخیزد.”
    کسی برنخاست.
    گفت:”حالا هرکس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد.”
    باز کسی برنخاست!
    سری به نشانۀ تاسف تکان داد و گفت:”شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید، اما برای رفتن نیز آماده نیستید!”

    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    اطلاعیه سایت